شادان کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شادان کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) شاد کردن . اجذال : شادان جز او را که کند از جانور سیم و زرش بیطاعتی میراث داد این را ز ملک ظاهرش . ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شادان کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) شاد کردن . اجذال : شادان جز او را که کند از جانور سیم و زرش بیطاعتی میراث داد این را ز ملک ظاهرش . ناصرخسرو.