سیف فرغانی | دیوان اشعار | غزلیات | شماره ۱۲۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
مرا تا دل شد اندر کار رویت بصد شادی شدم غمخوار رویت مرا گر دست گیری جای آنست که حیران ماندهام در کار رویت برد ارزان مکن نرخ دل و جان بحسن ار تیز شد بازار رویت بهر دم صورتی در خاطر آید مرا از لفظ معنی دار رویت اگر تو پرده برداری از آن روی نگنجد در جهان انوار رویت وگر نه زلف تو بودی نماندی نهفته بر کسی اسرار رویت وگر چه خاک را زر کرد خورشید ندارد سکه دینار رویت ز روی تو بعالم در اثر هاست بهار آنک یکی ز آثار رویت مروای سیف فرغانیت قربان بیاای عید من دیدار رویت