فرهنگ لغت

سیف فرغانی | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای نور تو آمده نقاب روح تو خورشید زکاتی ز نصاب رخ تو هر دل که هوای تو بر و سایه تو فگند در ذره ببیند آفتاب رخ تو

معنی سیف فرغانی | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۰ | فرهنگ لغت