سکونت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سکونت . [ س ُ ن َ ] (ع مص ) اقامت و آرامش . سکون : که اگر در آن وقت سکونت را کاری پیوستند اندر آن فرمانی ... داشتند. (تاریخ بیهقی ). مجنون بسکونت و گرانی شد عاقل مجلس معانی . نظامی . روش بخش پرگار جنبش پذیر سکونت ده نقطه ٔ جایگیر. نظامی . رجوع به سکون شود.