سکون یافتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سکون یافتن . [ س ُ ت َ ] (مص مرکب ) آرامش پذیرفتن . تسکین یافتن : ایشان ... وی را بیدار و هوشیار کردندی و آن خشم و سطوت سکون یافت . (تاریخ بیهقی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سکون یافتن . [ س ُ ت َ ] (مص مرکب ) آرامش پذیرفتن . تسکین یافتن : ایشان ... وی را بیدار و هوشیار کردندی و آن خشم و سطوت سکون یافت . (تاریخ بیهقی ).