سکه به زر زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سکه به زر زدن . [ س ِک ْ ک َ/ ک ِ ب َ زَ زَ دَ ] (مص مرکب ) سکه زدن زر را. رجوع به سکه زدن شود. ◄ گفتار را با کردار پیوند دادن و خوب سرانجام دادن . (آنندراج ) : گفته بودی که کنم ترک علایق اشرف چونکه گفتی سخنی سکه بزر باید زد. محمدسعید اشرف (از آنندراج ).