سکندری خوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. دَ) (مص ل.) با سر به زمین آمدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. دَ) (مص ل.) با سر به زمین آمدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سکندری خوردن . [ س ِ ک َ دَ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) بسر درآمدن چه سکندر بزبان رومی سر را گویند. (غیاث ) : نصیب قسمت من کرد جوهری اسبی که نیست روزی او جز سکندری خوردن . جوهری (از آنندراج ). رجوع به سکندر خوردن شود.
مترادف و متضاد واژهدان
لغزیدن سرنگون شدن