سکسکه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(س س کِ) [ ع. سکسکة ] (اِ.) حالتی که بر اثر آن صداهایی کوتاه و متناوب از گلو برآید.<br>
فرهنگ فارسی معین
(س س کِ) [ ع. سکسکه ] (اِ.) حالتی که بر اثر آن صداهایی کوتاه و متناوب از گلو برآید.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سکسکه . [ س َ س َ ک َ / ک ِ ] (ع اِمص ) سستی . (آنندراج ) (منتهی الارب ). ◄ دلاوری . (آنندراج ) (منتهی الارب ).
سکسکه . [ س ِ س ِ ک َ / ک ِ ] (اِ) فواق . هکه . صدایی که در اثر گرفتگی غذا از گلو برآید. اِسکِرَک . اَسکُچَه . صوتی که پیاپی از گلو برآید بی قصد و اختیار.