سکرات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سکرات . [ س َ ک َ ] (ع اِ) ج ِ سکرة. (دهار). بی شعوری . بیهوشیها و تکلیفی که بوقت مرگ باشد. (آنندراج ) (غیاث ) : یکی از سکرات ملک آن است که همیشه جانیان را بجمال رضا آراسته دارد. (کلیله و دمنه ). یک دو آواز برآید ز چراغ وقت مردن که بود در سکرات . خاقانی .