سه خواهر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سه خواهر. [ س ِ خوا / خا هََ ] (اِخ ) سه خواهران . کنایه از بنات باشد و آن سه ستاره است پهلوی هم از جمله ٔ هفت ستاره ٔ بنات النعش که آنرا هفت اورنگ و دب اکبر نیزگویند و چهار دیگر بصورت کرسی است که نعش خوانند. (برهان ). سه ستاره اند پهلوی هم از جمله ٔ هفت ستاره ٔ بنات النعش . (غیاث ) (آنندراج ) (جهانگیری ) : زهره بدو زخمه از سر نعش در رقص کشد سه خواهران را. خاقانی . ای بر تن تو جان دوپیکر گریسته در هفت پرده چشم سه خواهر گریسته . سیف اسفرنگی .