فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۶۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ار نیست دهان فزونت ار هست کمست گویی به مثل وجودش اندر عدم‌ست درد است و دواست هم شفا و الم‌ست گویی ملک الموت و مسیحا بهم‌ست

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۶۵ | فرهنگ لغت