فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۸۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گیرم که غم هجر وصالم نخوری نه نیز به چشم رحم در من نگری این مایه توانی که بر دشمن و دوست آبم نبری و پوستینم ندری

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۸۹ | فرهنگ لغت