فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۴۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چون موی شدم ز رشک پیراهن تو وز رشک گریبان تو و دامن تو کاین بوسه همی دهد قدمهای ترا وآنرا شب و روز دست در گردن تو

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۴۳ | فرهنگ لغت