فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۴۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

کردی تو پریر آب وصل از رخ پاک تا دی شدم از آتش هجر تو هلاک امروز شدی ز باد سردم بی‌باک فردا کنم از دست تو بر تارک خاک

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۴۹ | فرهنگ لغت