فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۴۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن روز که شیر خوردم از دایه عشق از صبر غنی شدم به سرمایه عشق دولت که فگند بر سرم سایه عشق بر من به غلط ببست پیرایه عشق

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۴۸ | فرهنگ لغت