فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۳۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای بیماری سرو ترا کرده کناغ پس دست اجل نهاده بر جان تو داغ خورشید و چراغ من بدی و پس از این ناییم بهم پیش چو خورشید و چراغ

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۳۷ | فرهنگ لغت