فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۸۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چون از اجل تو دید بر لوح آثار دست ملک‌الموت فرو ماند از کار از زاری تو به خون دل جیحون‌وار مرگ تو همی بر تو فرو گرید زار

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۸۹ | فرهنگ لغت