فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۸۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گویی که من از بلعجبی دارم عار سیب از چه نهی میان یکدانه نار این بلعجبی نباشدای زیبا یار کاندر دهن مور نهی مهره مار

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۸۸ | فرهنگ لغت