سنایی | حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه | الباب الرابع: فی صفه العقل و احواله وافعاله و غایه عنایته و سبب وجوده | در روح حیوانی گوید
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بعد ازان سالکان چو بشتابند علم حق در حدیث او یابند زانکه با علم صورت و صفتست فکرتش بیشتر ز معرفتست در بهار ار نه عدل وی بودی با گل و با گلاب کی بودی عقل همچون بهار دلجویست کاب فرزانگیش در جویست بال برنا نشاط زن باشد صبح اول دروغ زن باشد شب برنایی از فطیر بود پیر چون صبح مستطیر بود هست در خانقاه ربانی بر سر شارع مسلمانی از برای سرور سرو سهی نه ز راه بدی ز روی بهی