سنایی | حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه | الباب الرابع: فی صفه العقل و احواله وافعاله و غایه عنایته و سبب وجوده | اندر عزت عقل
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
عزت عقل هست سوی روان نزد روشن ضمیر پاک روان در اضافت سوی زمانه لطیف به اضافت به سوی عقل کثیف اول و آخر و عزیز و ذلیل علوی و سفلی و قبیح و جمیل غرض امر و دایه آدم عرض نفس و جوهر عالم هم ورای مراتب اسمی هم پذیرای صورت جسمی ذات او گشته مستدیر از نفس جنبش او اثرپذیر از نفس مایه و پایه مدارج اسم علت و آلت مراتب جسم این همه عقل را مسلم گشت آسمان عقل و روح سلم گشت