سنایی | حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه | الباب التاسع فیالحکمه والامثال و مثالب شعراءالمدعین ومذمهالاطباء والمنجمین | حکایت هزل
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
کلکی بر مناره کودک خرد برده بود و به ناز میافشرد چون مؤذن بدیدش اندروای پس بگفتای کلک ز بهر خدای سره کاری همی کنی بر تاز به دو منزل به پیش او شو باز