سنایی | حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه | الباب الاول: در توحید باری تعالی | فی نفی صفات المذمومه عنالله تعالی
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
در حق حق غضب روا نبود زانکه صاحب غضب خدا نبود غضب و حقد هر دو مجبورند وین صفت هردو از خدا دورند غضب و خشم و کین و حقد و حسد نیست اندر صفات فرد احد همه رحمت بود ز خالق بار هست بر بندگان خود ستار میدهد مر ترا به رحمت پند به خودت میکشد به لطف کمند گر نیایی بخواندت سوی خویش به تلطف بهشت آرد پیش زانکه هستی بدین سرای دریغ تو گرفته ز جهل راه گریغ در توحید را تویی چو صدف آدم تازه را شدی تو خلف گر کنی ضایع آن در توحید شوی از مفلسی ز مایه فرید ور تو آن در را نگهداری سر ز هفت و چهار بگذاری به سرور ابد رسی پس از آن نرسد مر ترا ز خلق زیان در زمانه تو سرفراز شوی در فضای ازل چو باز شوی دست شاهان ترا شود منزل هر دو پایت برآید از بن گل