سنایی | حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه | الباب الاول: در توحید باری تعالی | فی قضائه و قدره و امره و صنعه
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
داده از حکم تو تمنی را امر دین را و عقل دنیی را آنچه زاید ز عالم از امرست وآنچه گوید نبی هم از امرست کفر و دین خوب و زشت و کهنه و نو یرجع الامر کله زی او هرچه در زیر امر جبارند همه بر وفق امر بر کارند همه مقهور و قدرتش قاهر صنع او بر ظهورشان ظاهر همه موقوف قدرت و حلمش همه محبوس سابق علمش آنکه عامی و آنکه از علماست آنکه محکوم و آنکه از حکماست همه را بازگشت حضرت اوست هرکرا منتی است منت اوست عقل را نقل کرده اسبابش نفس را پی بریده انسابش نسب نفس سوی عالم جان همچو کورست و گوهر عمان