سنایی | حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه | الباب الاول: در توحید باری تعالی | تمثیل در بیداری
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
نه بپرسید کاهلی ز علی چون شنید از زبان دل گسلی که بگویای امیر جان افروز که شب تیره به بود یا روز مرتضی گفت بشنوای سایل سوی ادبار خود مشو مایل عاشقان را در این ره جانسوز تبش راز به که تابش روز هرکه دارد ره تبش در دل در نماند پیاده در منزل در جهانی که عشق گوید راز نه تو مانی نه نیز عقل تو باز