سماکار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سماکار. [ س َ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) سبوکش میخانه را گویند، یعنی خدمتکار شرابخانه . (برهان ) (از فرهنگ رشیدی ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). ◄ مطلق خدمتکار. (برهان ) (فرهنگ رشیدی ) : زهره ای و مشتری خریدارت آفتاب و قمر سماکارت . سراج الدین (از انجمن آرا). رجوع به سماکاره شود.