سلیله
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سَ لَ یا لِ) [ ع. سلیلة ] (اِ.) دختر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(سَ لَ یا لِ) [ ع. سلیله ] (اِ.) دختر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سلیله . [ س َ ل َ ] (ع اِ) دختر. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). دخت . (منتهی الارب ). ◄ آنچه دراز شود از گوشت پشت و عصب آن . یا گوشت پاره است یا پیه . (منتهی الارب ) (آنندراج )(ناظم الاطباء). ◄ ماهی دراز. (منتهی الارب ) (آنندراج ). یک نوعی ماهی دراز. (ناظم الاطباء). ◄ پلیته که پنبه و پشم غاژ کرده در وی پیچند و ریسند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).