سفید شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سفید شدن . [ س َ / س ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) برنگ سفید درآمدن . ◄ ظاهر شدن و آشکار گشتن . (برهان ) (آنندراج ). ♦ سفید شدن امید ؛ برآمدن آن . (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سفید شدن . [ س َ / س ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) برنگ سفید درآمدن . ◄ ظاهر شدن و آشکار گشتن . (برهان ) (آنندراج ). ♦ سفید شدن امید ؛ برآمدن آن . (از آنندراج ).