سفیانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سفیانی . [ س ُف ْ ] (ص نسبی ) نسبتی است بجمعی که تابع مذهب سفیان ثوری میباشند. (الانساب سمعانی ).
سفیانی . [ س ُف ْ ] (ص نسبی ) منسوب به سفین و سفیان است که از قراء هرات میباشند. (الانساب سمعانی ).
سفیانی . [ س ُف ْ ] (اِخ ) مردی است بدصورت و آبله رو و چهارشانه و ازرق چشم و اسم او عثمان بن عینیه است و از اولاد یزیدبن معاویه است . در بیابانی که مابین مکه و شام است ظهور خواهدکرد. (از منتهی الاَّمال تألیف شیخ عباس قمی ص ٣٣٦).