فرهنگ لغت

سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۹۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

خورشید رخا من به کمند تو درم بارت بکشم به جان و جورت ببرم گر سیم و زرم خواهی و گر جان و سرم خود را بفروشم و مرادت بخرم

معنی سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۹۵ | فرهنگ لغت