سعد ذابح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سعد ذابح . [ س َ دِ ب ِ ] (اِخ ) منزل بیست و دوم از منازل قمر و آن دو ستاره است که میان آنها دوری بقدر یک ذراع و بطرف یکی از آنها کوکبی خورداست که آن را میخواهد ذبح کند. (غیاث ) (آنندراج ). نام منزلها از منازل ماه . (مهذب الاسماء) : استاده سعد ذابح و مریخ زیردست حلق حمل بریده بدان تیغ احمرش . خاقانی . سعد ذابح بهر قربان تیغ مریخ آخته جرم کیوانش چو سنگ مکی افسان دیده اند. خاقانی . ذابح ز خطر دهان گرفته سعد اخبیه را عنان گرفته . نظامی .