سرگرای
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. گَ) (ص فا.)<BR>۱- بی قرار.<BR>۲- نافرمان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. گَ) (ص فا.) ۱- بی قرار. ۲- نافرمان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرگرای . [ س َ گ َ / گ ِ ] (نف مرکب ) آنکه سرش بگردد. (آنندراج ). ◄ مجازاً سرکوب کننده . نابودکننده . آنچه قصد کوفتن یا انداختن سر کند : چو من گرزه ٔ سرگرای آورم سرانشان همه زیر پای آورم . فردوسی . رجوع به گرای شود.