فرهنگ لغت

سرگرانی کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سرگرانی کردن . [ س َ گ ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بی اعتنایی کردن . دلتنگی کردن : صیاد گفت ای غلام چرا سرگرانی میکنی . (هزار و یکشب ).

معنی سرگرانی کردن | فرهنگ لغت