سرشاخ شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرشاخ شدن . [ س َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) گلاویز شدن دو گاو با هم و بند کردن شاخهای خود به یکدیگر. ◄ گلاویز شدن دو کشتی گیر در آغاز کشتی . ◄ مجازاً، به پر وپای کسی پیچیدن . پرخاش کردن . (فرهنگ فارسی معین ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرشاخ شدن . [ س َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) گلاویز شدن دو گاو با هم و بند کردن شاخهای خود به یکدیگر. ◄ گلاویز شدن دو کشتی گیر در آغاز کشتی . ◄ مجازاً، به پر وپای کسی پیچیدن . پرخاش کردن . (فرهنگ فارسی معین ).