سرزندگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرزندگی . [ س َ زِ دَ / دِ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی سرزنده . بانشاط بودن . رجوع به ماده ٔ بعد شود. ◄ مهتری . بزرگی : هر آنکه دعوی سرزندگی کند در نظم اگرچه لاف سخن مرده ٔ ترا عار است . میر یحیی شیرازی (از آنندراج ).