سرحال
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص مر.) (عا.) خوشحال، شاد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص مر.) (عا.) خوشحال، شاد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرحال . [ س ِ ] (ع اِ) گرگ . (اقرب الموارد). رجوع به سرحان شود.
مترادف و متضاد واژهدان
تندرست، سالم، صحیحالمزاج (متضاد: مریض، بیمار، ناخوش) بانشاط، خوشحال، سردماغ، سرزنده، شاد، کیفور، لول، مسرور (متضاد: ناخوش، بدحال، ناشاد)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی