سرانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سَ نَ یا نِ)<BR>۱- (ق مر.) یکی یکی.<BR>۲- (اِ.) مالیاتی که از هر فرد گیرند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(سَ نَ یا نِ) ۱- (ق مر.) یکی یکی. ۲- (اِ.) مالیاتی که از هر فرد گیرند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرانه . [ س َ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی، اِ مرکب ) نوعی از باج که ازرعایا سر هر فرد گیرند. آنچه علاوه از باج و خراج ازرعیت گیرند. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). جبایتی که ازهر تن مردم شهری و غیر آن سلطان ستاند : گرفته ز آب و رنگی عاشقانه ز گل گوشی و از بلبل سرانه . محسن تأثیر (از آنندراج ). ◄ نوعی از باج است که سر هر حیوان بگیرند و هنگام حساب سرانه چون مردم شمار کنند آن را سرشماری گویند. (آنندراج ). ◄ فاضل که در تاخت زدن دو چیز با یکدیگر پیدا آید. (یادداشت مؤلف ).