سرافکندگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرافکندگی . [ س َاَ ک َ دَ / دِ ] (حامص مرکب ) حالت به زیر افکندن سربخاطر تواضع یا شرم . شرمندگی . شرمساری : مه نو ز راه سرافکندگی به گوش اندرون حلقه ٔ بندگی . فردوسی . دلیری است هنجار لشکرکشی سرافکندگی نیست در سرکشی . نظامی . مبین سرو را در سرافکندگی چنان شاه را درچنین بندگی . نظامی . سرافکندگی کن که زلف نگار سرافرازیش در سرافکندگی است . خواجوی کرمانی .