سراط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سراط. [ س ِ ] (ع اِ) راه یا راه روشن بدان جهت که رونده در آن غایب میشود مانند غیبت طعام فروخورده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). راه روشن، چه رونده در آن پنهان میشود، آنچنانکه طعام بلعیده . (اقرب الموارد).
سراط. [ س ُ ] (ع ص ) شمشیر بران . (مهذب الاسماء). سیف سراط؛ شمشیر برنده . (از اقرب الموارد).
سراط. [ س َرْ را ] (ع ص ) پالوده فروش . (ملخص اللغات ) (مهذب الاسماء).