سرادار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرادار. [ س َ ] (نف مرکب، اِ مرکب ) در زبان کنونی «سرای دار» (از: سرای + دار (دارنده )) به خادم منازل بزرگ و مؤسسات اطلاق میشود. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). کسی را گویند که خدمت دارالشفا کند و به احوال بیماران بپردازد. (برهان ). خدمتکار بیمارستان . (ناظم الاطباء). اسباب دارالشفا : از آن دیوانه ٔ ناکرده زنجیر سراداران بسی خوردند تشویر. حکیم نزاری . ◄ در این زمان شخصی را میگویند که خدمت کاروانسرا میکند. (برهان ). خدمتکار کاروانسرا. (ناظم الاطباء). خادم مهمانخانه : و مرسومات حراس و وظایف سقا و سرقفلی سرادار. (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص ٥٦).