سحرگستر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سحرگستر. [ س ِ گ ُ ت َ ] (نف مرکب ) بسیار ساحر که اثر جادوئی او در همه جا پراکنده بود. مجازاً، در بیت زیر و نظائر آن، سخت فصیح . بغایت شیوا سخن . سراینده ٔ معانی بکر و الفاظ عذب : بدین سکه آورد نقد بدیهه شد از کیمیای سخن سحرگستر. خاقانی .