سحرور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سحرور. [ س َ ] (اِ) نوعی از مرغ صحرائیست . (برهان ). رجوع به شحرور شود.
سحرور. [ س ِح ْرْ وَ ] (ص مرکب ) ساحر. جادوگر : نبات خانه ٔ من از تری و شیرینی دهان سحروران دیار بربندد. امیرخسرو (از آنندراج ). رجوع به ساحر شود.