سحربنان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سحربنان . [ س ِ ب َ ] (ص مرکب ) کنایه از خوش نویس . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). خوش نویس . (برهان ). رجوع به سحر شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سحربنان . [ س ِ ب َ ] (ص مرکب ) کنایه از خوش نویس . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). خوش نویس . (برهان ). رجوع به سحر شود.