سجر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سجر. [ س َ ] (ع مص ) تافتن و گرم کردن تنوررا. (منتهی الارب ). به آتش تافتن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). ◄ پر کردن جوی را. (منتهی الارب ). پر کردن . (تاج المصادر) (دهار) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ). ◄ ریختن آب را در حلق کسی . ◄ بانگ کردن و نالیدن . (منتهی الارب ). ناله واکشیدن شتر. (تاج المصادر بیهقی ). ناله ٔ دراز کشیدن . (دهار). ◄ تهی کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (المصادر زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ).
سجر. [ س َ ج َ ] (ع اِ) سپیدی بسرخی آمیخته . (منتهی الارب ). سرخی که به سپیدی جسم آمیخته باشد. (اقرب الموارد).