سبکبال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سبکبال . [ س َ ب ُ ] (ص مرکب ) تیزپر. تیزرو. زودگذر : چه سان دل را نگه دارد کسی از چشم فتانش که گیراتر ز شاهین است مژگان سبکبالش . صائب (از آنندراج ). راهی که مرغ عقل بیک سال می پرد در یک نفس جنون سبکبال میپرد. ایضاً.