سبزینه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سبزینه . [ س َ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ) منسوب به سبز. از سبز. برنگ سبز. ◄ معشوق سبزرنگ . (غیاث ). معشوق سبزفام . (آنندراج ). گندم گون . گندمی : بهار من بت سبزینه ٔ شکفته رخ است مرا جز این نبود در جهان گمان بهار. ملا طغرا (از آنندراج ). کی شود دلچسب چون سبزینه ٔ فربه سرین گر کمرگاه صنوبر را سمن لاغر کند. ملا طغرا (از آنندراج ). ◄ (اِ مرکب ) کلروفیل . (فرهنگستان ).