سبزنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سبزنگ . [ س َ زَ ] (ص مرکب ) زنگ آلود. (آنندراج ). ◄ (اِ مرکب ) پورمک و قارچهای کوچک ذره بینی که از اثر هوا و حرارت مرطوب در روی مواد حیوانی و نباتی پدید می آید و آنها را فاسد و بدطعم میکند. (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سبزنگ . [ س َ زَ ] (ص مرکب ) زنگ آلود. (آنندراج ). ◄ (اِ مرکب ) پورمک و قارچهای کوچک ذره بینی که از اثر هوا و حرارت مرطوب در روی مواد حیوانی و نباتی پدید می آید و آنها را فاسد و بدطعم میکند. (ناظم الاطباء).