زکریا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زکریا. [ زَ ک َ ری یا ] (اِخ ) ابن عیسی شعبی محدث است . (منتهی الارب ).
زکریا. [ زَ ک َ ری یا ] (اِخ ) ابن نداف که ابوحدیدة ناهض بن عریب و ابوعبداﷲ محمدبن اسماعیل بن امجد از وی روایت کرده اند. رجوع به الحلل السندسیة، ج ٢ ص ١٦٠ و ١٨١ شود.
زکریا. [ زَک َ یا ] (اِخ ) مولتانی بهاءالدین و مشهور به بهاءالحق، پیشوای طریقه ٔ سهروردی که نزدیک مولتان بسال ٥٦٥هَ . ق . متولد شد. وی در بغداد به حلقه ٔ ارادت شیخ شهاب الدین سهروردی درآمد و بعدها خلیفه ٔ او گردید. زکریا در مولتان اقامت گزید و فخرالدین عراقی از مشاهیر شعرای ایران در هفده سالگی به مولتان رفت و قریب بیست ودو سال در خدمت شیخ زکریا بود و از او خرقه ٔ ارشاد گرفت و جانشین شیخ گردید. رجوع به فرهنگ فارسی معین ج ٥، تاریخ مغول اقبال ص ٥٣٨ و حبیب السیر شود.