زمین زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زمین زدن . [ زَ زَ دَ ] (مص مرکب ) بزمین زدن . به سختی بزمین کوفتن چیزی را. (یادداشت بخطمرحوم دهخدا). بر زمین انداختن شی ٔ یا شخصی را. (فرهنگ فارسی معین ). ◄ بزمین افکندن خصم خودرا در کشتی . شکست دادن حریف را در نبرد. (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا). مغلوب کردن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ تنزل در بهای چیزی پدید آوردن . سبب تنزل قیمت چیزی شدن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).