زمانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زمانی . [ زَ ] (ص نسبی ) منسوب به زمان . آنچه به زمان منسوب میشود. درشاهد زیر منسوب به زمان بمعنی وقت است : دیدن آن پرده مکانی نبود رفتن آن راه زمانی نبود. نظامی . ♦ ساعت زمانی . رجوع به ساعت زمانی و زمان شود.
زمانی . [ زِم ْ ما ] (اِخ ) محمدبن یحیی بن فیاض و اسماعیل بن عباد از محدثانند و عبداﷲبن سعید تابعی است . (از منتهی الارب ).
زمانی . [ زَ ] (اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش قاین است که در شهرستان بیرجند واقع است و ٣٩١ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).