زرین گاو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زرین گاو. [ زَرْ ری ] (اِ مرکب ) صراحی و ظرفی از طلا که به صورت گاو سازند. (فرهنگ فارسی معین ). صراحی از طلا که به صورت گاو سازند. (ناظم الاطباء) : ساقی است آهوی سیمین و از آن زرین گاو خون خرگوش کند آبخور مارانم . خاقانی . رجوع به ماده ٔ بعد شود.